الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

500

دقائق العلاج ( فارسي )

طبيعت مىافزايد و طرطير زياد مىشود و بار ديگر تعفن مىيابد و تب برمىگردد و زيادتر مىشود ، اما اگر درمان درست باشد و غذاى لطيف به بيمار بخورانند و كوشش در نضج يافتن خلط بكنند ، تب در بحران بعدى ان شاء الله خواهد بريد . تبى كه در اثر اندازه زياد جوهر غذائى باشد ، سونوخس گفته مىشود . اما آنكه در اثر تغيير كيفيت طبيعى اخلاط است ، چهار نوع مىباشد كه همه آنها از چگونگى طرطيرها سرچشمه مىگيرند ، لا غير : نخست تبى است كه از عفونت خون پيدا مىشود و تصور من اين است كه خون خودبخود تعفن نمىگيرد مگر آنكه با خلطى آميخته شود زيرا خون اگر نضج داشته و خالص باشد عفونت نمىپذيرد و بعنايت روح محفوظ مىماند ، اما اگر خالص نباشد ، چون عنايت روح به آن كم مىشود از اطاعت طبيعت سرباز مىزند و عفونت مىگيرد اما نضج خون نيز بدون آنكه از حرارت غريزى سرپيچى كند كم نمىشود و اين هم در صورتيست كه سردى بلغمى يا سودائى يا خشكى صفرائى و سودائى بر آن چيره شود ، پس آشكار شد كه نضج نداشتن خون ، از چيرگى طرطيرهاى دهنى يا مائى يا ملحى است . اگر طرطيرها مخلوط و كم باشد غلبه با خون است ، و بيمارى دموى خوانده مىشود و اگر خلط زياد باشد غلبه با آن است و بيمارى را طر - طيرى مىنامند ، ولى طرطيرها هيچ‌كدام به تنهائى پيدا نمىشوند زيرا خلطها از هم جدا نيستند و عفونت از يكى به ديگرى سرايت مىكند از همين روست كه تبهاى مداوم را به چهار نوع تقسيم كرده‌اند : دموى ، دهنى ، مائى و ملحى و آنها را دموى ، صفرائى ، بلغمى و سودائى ناميده‌اند پس هركدام از طرطيرها ، در رگها تعفن بپذيرند همانطور كه گذشت تب مىآورند و تب تا به هنگامى كه طبيعت بر خلط چيره شود و آن را نضج بدهد و از راه نزديك بيرون براند ، باقى خواهد بود .